[[{"content_id":590767,"content_number":0,"portal_id":49,"lang_id":"fa","content_title":"سقوط قسطنطنیه(جنگ دریایی لپانت)","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"نام کتاب:\r\n\r\nسقوط قسطنطنیه(جنگ دریایی لپانت)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمعرفی کتاب سقوط قسطنطنیه: جنگ دریایی لپانت\r\n\r\nعاشقانه&zwnj;ای ناکام و نومیدانه در دل حوادث پر التهاب تاریخی در زمان امپراتوری عثمانی، روایتی است که در کتاب سقوط قسطنطنیه اثری از نویسنده بزرگ فنلاندی میکا والتاری می&zwnj;خوانید.\r\n\r\nدرباره کتاب سقوط قسطنطنیه:\r\n\r\nقسطنطنیه یا کنستانتین نام دیرین و تاریخی شهر استانبول در زمان امپراتوری روم شرقی بود. این شهر توسط نخستین پادشاه روم کنستانتین یکم بنا نهاده شد اما پس از اینکه رومیان توسط حکومت اسلامی عثمانی، هم&zwnj;زمان با حکومت بنی امیه در عربستان، با شکست مواجه شدند، این شهر به تصرف عثمانی&zwnj;ها درآمد و نام آن به اسلامبول یا استامبول تغییر پیدا کرد. سلطان محمد فاتح، پادشاه عثمانی در سال 856 هجری قمری سبب انقراض حکومت روم شرقی یا روم صغیر و سرنگونی شهر قسطنطنیه شد. این اتفاق تاثیرات سیاسی، اقتصادی، علمی و تاریخی چشمگیری بر منطقه گذاشت به طوری که آغازگر دوره قرون وسطی در اروپا و یک برهه حساس زمانی در طول تاریخ شد.\r\n\r\nپیش از اینکه رمان سقوط قسطنطنیه (The Dark Angel)منتشر شود، کتاب&zwnj;های بسیاری در ارتباط با پیروزی سلطان محمد فاتح به نگارش در آمده بود اما میکا والتاری برای نخستین بار با صراحت و جسارت هرچه&zwnj;تمام&zwnj;تر در قالب یک رمان تاریخی &ndash; عاشقانه دست به افشای حقایق پشت پرده و دلایل اصلی مربوط به سرنگونی امپراتوری روم و پیروزی عثمانی بر آن&zwnj;ها می&zwnj;زند. از این جهت هنگام مطالعه این کتاب هیچ نکته مبهم و موهومی برای شما باقی نمی&zwnj;ماند و تمامی ابهامات و سؤالات تاریخی شما در این زمینه تا انتهای کتاب پاسخ داده می&zwnj;شود.\r\n\r\nوالتاری، وقایع کتاب سقوط قسطنطنیه را به قلم مردی به اسم &laquo;آنژلوس&raquo; که در پایان کتاب هویت اصلی وی آشکار می&zwnj;شود، بیان می&zwnj;نماید. بر این نویسنده فنلاندی نباید ایراد گرفت که در بعضی از صفحات کتاب، تزیین ادبی را وارد متن تاریخی می&zwnj;کند. چون او بنیاد تاریخ&zwnj;نگاری خود را بر این اصل استوار کرده که شما از خواندن تاریخ خسته نشوید.\r\n\r\nپس از پایان این اثر گران&zwnj;قدر، کتاب دیگری با عنوان &laquo;جنگ دریایی لپانت&raquo; قرار داده شده است. &laquo;پل شاک&raquo; نویسنده فرانسوی تاریخ جنگ لپانت، شرحی راجع به سختی زندگانی کسانی که در گالر پارو می&zwnj;زدند نوشته است که نشان می&zwnj;دهد وضع زندگی پاروزنان دشوارتر از تصور بود. در این جنگ دریایی بعد از اینکه که کسی را به اسیری یا بردگی می&zwnj;گرفتند، او را پشت پارو می&zwnj;نشاندند و یکی از پاهایش را در گالر مقید زنجیر می&zwnj;کردند و از آن به بعد حتی برای رفع نیازهای طبیعی هم زنجیر را از پای او باز نمی&zwnj;کردند. این اسیران تا پایان عمر در یک جا ساکن بودند و فقط بعد از مرگ، زنجیر از پایشان جدا و جسدشان به دریا انداخته می&zwnj;شد.\r\n\r\nخواندن شرح جنگ دریایی لپانت این فایده را دارد که اطلاعاتی راجع به قسمتی از تاریخ دنیا که تا امروز در زبان فارسی انعکاس نداشته به شما می&zwnj;دهد و ممکن است بعضی افراد را که ذوق مساعد داشته باشند، تشویق نماید در مورد دریا پیمایی و جنگ&zwnj;های دریایی مطالعه یا تحقیق کنند.\r\n\r\nفهرست مطالب کتاب\r\n\r\nسخنی با همراهان\r\nمقدمه\r\nجنگ دریایی لپانت\r\nفصل اول: من متهم به قتل پدرم شدم\r\nفصل دوم: هویت مرموز من برای دیگران\r\nفصل سوم: نظریه مردم راجع به قسطنطین\r\nفصل چهارم: آیا فرمانده نیروی دریایی خواهان سقوط شهر بود؟\r\nفصل پنجم: کیسه جواهر\r\nفصل ششم: زمامدار جوان عثمانی\r\nفصل هفتم: شایعه موثرترین سلاح جنگ\r\nفصل هشتم: ملاقات با فرمانده نیروی دریایی\r\nفصل نهم: سوء قصد\r\nفصل دهم: راز زن&zwnj;های تارک دنیا\r\nفصل یازدهم: تاریخ حمله محمد دوم نزدیک شد\r\nفصل دوازدهم: مقابل بندر زنجیر نصب کردند\r\nفصل سیزدهم: دشمن به کنار شهر رسید\r\nفصل چهاردهم: ورود توپخانه سلطان محمد\r\nفصل پانزدهم: یک سازنده توپ در یک کتابخانه\r\nفصل شانزدهم: در یک اتاق تاریخی در قسطنطنیه\r\nفصل هفدهم: شبیخون عثمانی&zwnj;ها و یک ورود غیرمنتظره\r\nفصل هجدهم: یک جنگ دریایی در کنار شهر\r\nفصل نوزدهم: عبور کشتی&zwnj;های جنگی عثمانی از خشکی (!)\r\nفصل بیستم: یک خیانت\r\nفصل بیست و یکم: آثار کمی خواربار در شهر\r\nفصل بیست و دوم: آغاز حمله بزرگ\r\nفصل بیست و سوم: همسرم را ربودند\r\nفصل بیست و چهارم: فایده حوض&zwnj;های کوچک آب\r\nفصل بیست و پنجم: یک پدیده وحشت&zwnj;آور\r\nفصل بیست و ششم: روشنایی&zwnj;ها در آسمان شهر\r\nفصل بیست و هفتم: آنا با لباس سلحشوری\r\nفصل بیست و هشتم: هویت واقعی خود را فاش کردم\r\nفصل بیست و نهم: آخرین استغفار در کلیسا\r\nفصل سی&zwnj;ام: فریادِ &laquo;شهر از دست رفت&raquo;\r\nفصل سی و یکم: لاشه همسرم آنا\r\nفصل سی و دوم: برخورد من با محمد فاتح\r\nفصل سی و سوم: عهد محمد فاتح با بزرگان یونان\r\nفصل سی و چهارم: آنژلوس چگونه کشته شد؟\r\nشرح حال کشته شدن نویسنده اصلی این کتاب از طرف مانوئل نوکر او\r\nمقدمه مترجم راجع به تاریخ جنگ دریایی بزرگ مسلمین عثمانی با مسیحیان\r\nبخش اول: جنگ قبرس\r\nبخش دوم: مقدمات جنگ دریایی و موضوع پاروزدن در کشتی&zwnj;ها\r\nبخش سوم: انتخاب فرمانده کل نیروهای دریایی\r\nبخش چهارم: نیروی دریایی عثمانی در لپانت\r\nبخش پنجم: دو نیروی دریایی به سوی هم رفتند\r\nبخش ششم: آغاز جنگ\r\n\r\nمشخصات\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tسقوط قسطنطنیه\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tنام کتاب\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tمیکا والتاری\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tنویسنده\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tذبیح الله منصوری\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tمترجم\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tانتشارات تاو\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tانتشارات\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t1399\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tسال انتشار\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tکاغذی\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tفرمت کتاب\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t978-622-973-479-7\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tشابک\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tتاریح جهان\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tموضوع کتاب\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p><span dir=\"rtl\">نام کتاب:<\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">سقوط قسطنطنیه(جنگ دریایی لپانت)<\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">معرفی کتاب سقوط قسطنطنیه: جنگ دریایی لپانت<\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">عاشقانه‌ای ناکام و نومیدانه در دل حوادث پر التهاب تاریخی در زمان امپراتوری عثمانی، روایتی است که در کتاب سقوط قسطنطنیه اثری از نویسنده بزرگ فنلاندی میکا والتاری می‌خوانید<\/span>.<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">درباره کتاب سقوط قسطنطنیه<\/span>:<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">قسطنطنیه یا کنستانتین نام دیرین و تاریخی شهر استانبول در زمان امپراتوری روم شرقی بود. این شهر توسط نخستین پادشاه روم کنستانتین یکم بنا نهاده شد اما پس از اینکه رومیان توسط حکومت اسلامی عثمانی، هم‌زمان با حکومت بنی امیه در عربستان، با شکست مواجه شدند، این شهر به تصرف عثمانی‌ها درآمد و نام آن به اسلامبول یا استامبول تغییر پیدا کرد. سلطان محمد فاتح، پادشاه عثمانی در سال 856 هجری قمری سبب انقراض حکومت روم شرقی یا روم صغیر و سرنگونی شهر قسطنطنیه شد. این اتفاق تاثیرات سیاسی، اقتصادی، علمی و تاریخی چشمگیری بر منطقه گذاشت به طوری که آغازگر دوره قرون وسطی در اروپا و یک برهه حساس زمانی در طول تاریخ شد<\/span>.<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">پیش از اینکه رمان سقوط قسطنطنیه<\/span> (The Dark Angel)<span dir=\"rtl\">منتشر شود، کتاب‌های بسیاری در ارتباط با پیروزی سلطان محمد فاتح به نگارش در آمده بود اما میکا والتاری برای نخستین بار با صراحت و جسارت هرچه‌تمام‌تر در قالب یک رمان تاریخی – عاشقانه دست به افشای حقایق پشت پرده و دلایل اصلی مربوط به سرنگونی امپراتوری روم و پیروزی عثمانی بر آن‌ها می‌زند. از این جهت هنگام مطالعه این کتاب هیچ نکته مبهم و موهومی برای شما باقی نمی‌ماند و تمامی ابهامات و سؤالات تاریخی شما در این زمینه تا انتهای کتاب پاسخ داده می‌شود<\/span>.<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">والتاری، وقایع کتاب سقوط قسطنطنیه را به قلم مردی به اسم «آنژلوس» که در پایان کتاب هویت اصلی وی آشکار می‌شود، بیان می‌نماید. بر این نویسنده فنلاندی نباید ایراد گرفت که در بعضی از صفحات کتاب، تزیین ادبی را وارد متن تاریخی می‌کند. چون او بنیاد تاریخ‌نگاری خود را بر این اصل استوار کرده که شما از خواندن تاریخ خسته نشوید<\/span>.<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">پس از پایان این اثر گران‌قدر، کتاب دیگری با عنوان «جنگ دریایی لپانت<\/span>» <span dir=\"rtl\">قرار داده شده است. «پل شاک» نویسنده فرانسوی تاریخ جنگ لپانت، شرحی راجع به سختی زندگانی کسانی که در گالر پارو می‌زدند نوشته است که نشان می‌دهد وضع زندگی پاروزنان دشوارتر از تصور بود. در این جنگ دریایی بعد از اینکه که کسی را به اسیری یا بردگی می‌گرفتند، او را پشت پارو می‌نشاندند و یکی از پاهایش را در گالر مقید زنجیر می‌کردند و از آن به بعد حتی برای رفع نیازهای طبیعی هم زنجیر را از پای او باز نمی‌کردند. این اسیران تا پایان عمر در یک جا ساکن بودند و فقط بعد از مرگ، زنجیر از پایشان جدا و جسدشان به دریا انداخته می‌شد<\/span>.<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">خواندن شرح جنگ دریایی لپانت این فایده را دارد که اطلاعاتی راجع به قسمتی از تاریخ دنیا که تا امروز در زبان فارسی انعکاس نداشته به شما می‌دهد و ممکن است بعضی افراد را که ذوق مساعد داشته باشند، تشویق نماید در مورد دریا پیمایی و جنگ‌های دریایی مطالعه یا تحقیق کنند<\/span>.<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">فهرست مطالب کتاب<\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">سخنی با همراهان<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">مقدمه<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">جنگ دریایی لپانت<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل اول: من متهم به قتل پدرم شدم<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل دوم: هویت مرموز من برای دیگران<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل سوم: نظریه مردم راجع به قسطنطین<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل چهارم: آیا فرمانده نیروی دریایی خواهان سقوط شهر بود؟<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل پنجم: کیسه جواهر<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل ششم: زمامدار جوان عثمانی<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل هفتم: شایعه موثرترین سلاح جنگ<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل هشتم: ملاقات با فرمانده نیروی دریایی<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل نهم: سوء قصد<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل دهم: راز زن‌های تارک دنیا<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل یازدهم: تاریخ حمله محمد دوم نزدیک شد<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل دوازدهم: مقابل بندر زنجیر نصب کردند<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل سیزدهم: دشمن به کنار شهر رسید<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل چهاردهم: ورود توپخانه سلطان محمد<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل پانزدهم: یک سازنده توپ در یک کتابخانه<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل شانزدهم: در یک اتاق تاریخی در قسطنطنیه<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل هفدهم: شبیخون عثمانی‌ها و یک ورود غیرمنتظره<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل هجدهم: یک جنگ دریایی در کنار شهر<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل نوزدهم: عبور کشتی‌های جنگی عثمانی از خشکی<\/span> (!)<br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیستم: یک خیانت<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیست و یکم: آثار کمی خواربار در شهر<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیست و دوم: آغاز حمله بزرگ<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیست و سوم: همسرم را ربودند<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیست و چهارم: فایده حوض‌های کوچک آب<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیست و پنجم: یک پدیده وحشت‌آور<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیست و ششم: روشنایی‌ها در آسمان شهر<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیست و هفتم: آنا با لباس سلحشوری<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیست و هشتم: هویت واقعی خود را فاش کردم<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل بیست و نهم: آخرین استغفار در کلیسا<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل سی‌ام: فریادِ «شهر از دست رفت<\/span>»<br>\n<span dir=\"rtl\">فصل سی و یکم: لاشه همسرم آنا<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل سی و دوم: برخورد من با محمد فاتح<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل سی و سوم: عهد محمد فاتح با بزرگان یونان<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">فصل سی و چهارم: آنژلوس چگونه کشته شد؟<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">شرح حال کشته شدن نویسنده اصلی این کتاب از طرف مانوئل نوکر او<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">مقدمه مترجم راجع به تاریخ جنگ دریایی بزرگ مسلمین عثمانی با مسیحیان<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">بخش اول: جنگ قبرس<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">بخش دوم: مقدمات جنگ دریایی و موضوع پاروزدن در کشتی‌ها<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">بخش سوم: انتخاب فرمانده کل نیروهای دریایی<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">بخش چهارم: نیروی دریایی عثمانی در لپانت<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">بخش پنجم: دو نیروی دریایی به سوی هم رفتند<\/span><br>\n<span dir=\"rtl\">بخش ششم: آغاز جنگ<\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">مشخصات<\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<table border=\"1\" cellpadding=\"0\" style=\"width:637px;\" width=\"0\">\n\t<tbody>\n\t\t<tr>\n\t\t\t<td style=\"width:459px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><span dir=\"rtl\">سقوط قسطنطنیه<\/span><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t\t<td style=\"width:172px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><strong><span dir=\"rtl\">نام کتاب<\/span><\/strong><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr>\n\t\t<tr>\n\t\t\t<td style=\"width:459px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><span dir=\"rtl\">میکا والتاری<\/span><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t\t<td style=\"width:172px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><strong><span dir=\"rtl\">نویسنده<\/span><\/strong><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr>\n\t\t<tr>\n\t\t\t<td style=\"width:459px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><span dir=\"rtl\">ذبیح الله منصوری<\/span><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t\t<td style=\"width:172px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><strong><span dir=\"rtl\">مترجم<\/span><\/strong><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr>\n\t\t<tr>\n\t\t\t<td style=\"width:459px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><span dir=\"rtl\">انتشارات تاو<\/span><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t\t<td style=\"width:172px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><strong><span dir=\"rtl\">انتشارات<\/span><\/strong><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr>\n\t\t<tr>\n\t\t\t<td style=\"width:459px;height:50px;\">\n\t\t\t<p>1399<\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t\t<td style=\"width:172px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><strong><span dir=\"rtl\">سال انتشار<\/span><\/strong><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr>\n\t\t<tr>\n\t\t\t<td style=\"width:459px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><span dir=\"rtl\">کاغذی<\/span><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t\t<td style=\"width:172px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><strong><span dir=\"rtl\">فرمت کتاب<\/span><\/strong><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr>\n\t\t<tr>\n\t\t\t<td style=\"width:459px;height:52px;\">\n\t\t\t<p>978-622-973-479-7<\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t\t<td style=\"width:172px;height:52px;\">\n\t\t\t<p><strong><span dir=\"rtl\">شابک<\/span><\/strong><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr>\n\t\t<tr>\n\t\t\t<td style=\"width:459px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><span dir=\"rtl\">تاریح جهان<\/span><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t\t<td style=\"width:172px;height:50px;\">\n\t\t\t<p><strong><span dir=\"rtl\">موضوع کتاب<\/span><\/strong><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr>\n\t<\/tbody>\n<\/table>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2021-12-19 13:53:42","content_date_event":"2021-12-19 13:53:42","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2021-12-19 13:57:40","content_date_register":"2021-12-19 13:57:40","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":3070,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/49\/attach\/202112\/411408_2994982424_110_150.webp","300":".\/cache\/49\/attach\/202112\/411408_2994982424_219_300.webp","400":".\/cache\/49\/attach\/202112\/411408_2994982424_292_400.webp","600":".\/cache\/49\/attach\/202112\/411408_2994982424_438_600.webp","900":".\/cache\/49\/attach\/202112\/411408_2994982424_657_900.webp","1200":".\/cache\/49\/attach\/202112\/411408_2994982424_876_1200.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2994982424,"files":{"original":{"url":".\/file\/49\/attach\/202112\/411408_2994982424.jpg","width":2425,"height":3321,"size":0}}}]}]]